بسمه تعالی
بانگ رحیل : ای فرزند آدم !
- « توشه » را افزون کن ، که « راه » {آخرت و رسیدن به سعادت } ، دور است ، دور !
- و « کشتی» را تعمیر کن ، که « دریا » عمیق است ، عمیق !
- و « بار » { های بیهوده را } فرو گذار
- و خود را سبکبار کن که «صراط » ، باریک و دقیق است ، دقیق !
- و « عمل » خود را پیراسته کن ، که « حسابرس» بینا است ، بینا !
- و خفتن خویش را به تاخیر انداز و آنرا برای درون قبر بگذار !
- و فخر کردنت را برای هنگامه برپایی « میزان » { در قیامت } بگذار .
- و خواهش های دلت را برای بهشت واگذار .
- و آسودگی ات را برای جهان آخرت بگذار .
- و لذت جویی ات را برای { زیستن در کنار } پاکان بهشتی وا گذار .
- و برای من باش تا من – نیز – برای تو باشم .
- و با سبک شمردن دنیا ، به من نزدیک شو و تقرب بجوی .
- و با دشمن داشتن بدکاران و – نیز – دوستی با نیکان ، خویشتن را از آتش ، دور بدار .
- پس { بدان که } خداوند ، پاداش نیکو کاران را تباه نمی کند .
غفلت چرا ؟! ای فرزند آدم !
- اگر خداوند روزی رسان توست ، پریشانی و کوشش بسیار { و حرص بر دنیا } چرا ؟!
- اگر آفرینش همه چیزها به راستی از من است ، بخل ورزیدن چرا ؟!
- اگر شیطان ، دشمن من { و تو} ست ، غفلت چرا ؟!
- اگر حسابرسی و عبور از صراط ، حق است ، مال پرستی چرا ؟!
- اگر کیفر خداوند ، حق است ، گناه کردن چرا ؟!
- اگر پاداش بهشتی حق است ، سستی چرا ؟!
- اگر همه چیز جهان به قضا و قدر من است ، بی تابی چرا ؟!
- حسرتناک آنچه از دست می دهید نباشید و – نیز – برای آنچه به شمایان می دهم شادمانی نکنید { و مغرور نشوید }.
بیهوده تان نیافریده ام ! ای فرزند آدم !
- من شمایان را بیهوده نیافریده ام !
- و به حال خود رهایتان نکرده ام .
- و از آنچه می کنید غافل نیستم .
- و شمایان به آنچه {از رحمت و نعمت } نزد من است نمی رسید ، مگر با شکیبایی بر ناگواری ها در راه طلب رضای من.
- و شکیبایی بر طاعت من برایتان آسانتر است از تحمل سوزندگی آتش دوزخ .
- و ناگواری های این جهان بر شمایان آسانتر است از عذاب جهان دیگر .
به من پناه آورید ! ای فرزند آدم !
- همه تان گمراهید ، مگر آنکه من هدایتش کنم .
- همه تان بیمارید ، مگر آنکه من شفایش دهم .
- همه تان بینوایید ، مگرآنکه من بی نیازش کنم .
- همه تان هلاکید ، مگر آنکه من نجاتش دهم .
- همه تان بد کارید ، مگر آنکه من صیانتش کنم و از تباه کاری بازش دارم .
- پس { اکنون که بی عنایت من راه به جایی نمی برید } به سوی من باز آیید { و به دژ استوارم پناه آورید } تا با شما مهربانی کنم .
- و پرده های { عفت وعصمت } خویش را نزد کسی که اسرارتان بر او پوشیده نیست ،ندرید .
تمثیل های عبرت آموز ای فرزند آدم !
- کردار بی دانش و بصیرت ، چونان « رعد بی باران » است .
- و دانش بدون عمل ، به سان « درخت بی ثمر » است .
- و دانش بدون زهد و خشیت ، همچون « ارث بی زکات و غذای بی نمک و کشت وکار بر سنگ صاف » است .
- و دانش نزد احمق ، مانند « یاقوت نزد چهار پایان » است .
- و دل های سخت شده مانند « سنگ فرو رفته در آب » است ، که موعظه در دل های سخت اثر نمی بخشد .
- و موعظه نزد کسی که به آن رغبت ندارد ، چونان « ساز و آهنگ نزد مردگان » است .
- و نماز بدون زکات مال ، همسان « بدن بدون روح » است .
- و عمل و کردار بدون توبه ، چونان « ساختمان بی پایه و اساس » است .
- ایا مردمان از مکر و تدبیر خداوند ، غفلت ورزیده اند و خود را از آن در امان پنداشته اند ؟! هیچکس خویشتن را از تدبیر و کیفر خداوند در امان نمی بیند ، مگر مردمان زیانکار .
طالبان بهشت کجایند ؟ ای فرزند آدم !
- اگر چنین است که پادشاهان بی جرم « ستمگری » خود دوزخی می شوند .
- و عربان ، به سبب « تعصب ورزی » و نژاد پرستی ،
- و عالمان با « حسد ورزی » ،
- و فقیران با « دروغگویی » ،
- و تاجران با « خیانت ورزی » ،
- و کشاورزان به سبب « جهالت » و دانش نطلبیدن ،
- و عابدان با « ریا ورزیدن در عبادت » ،
- و ثروتمندان با « تکبر » ،
- و خوانندگان کتابهای آسمانی ، با « غفلت » { و عدم ژرف نگری در معانی آنچه می خوانند } ،
- و رنگ رزان ، با « تقلب در کارشان » ،
- و زکات نادهندگان ، به سبب « ندادن زکات مالشان » ،
- { اگر اینان به سبب این امور دوزخی می شوند } پس ، طالبان بهشت ، کجایند { و به بهشت روندگان ، کیانند } ؟ !
امداد الهی در مسیر پارسایی ای فرزند آدم !
- اگر دیدگانت ، برای نگاه به آنچه بر تو حرام کرده ام ، با تو ستیز کرد { و خواست به نگاه حرامت وا دارد }، من با دو پوشش { پلک های چشم } تو را یاری کرده ام ، پس ، چشم فرو بند !
- واگر زبانت برای واداری ات به گفتن آنچه بر تو حرام کرده ام ، با تو ستیز کرد ، من با دو پوشش { لبها } تو را مدد کرده ام ، پس ، دهان فرو بند و سخن مگو !
گواهان آدمیان ای فرزند آدم !
- فرشتگانم { که ماموران منند }، شب و روز در پی تو اند و مراقب اعمال تو ، تا آنچه را می گویی و انجام می دهی ، چه کم و چه زیاد ،بنویسند .
- و آسمان_نیز _ آنچه از تو ببیند ، شهادت می دهد .
- و زمین _ هم _ به آنچه بر آن انجام می دهی گواهی می دهد .
- و خورشید و ماه و ستارگان _ نیز _ به گفتار و کردارت گواهند .
- و من _ خود _ از اندیشه های پنهانی قلبت آگاهم .
- پس خودت _ نیز _ از خویشتن غافل مباش ،
- زیرا مرگ { در پیش است } و گرفتاری فراوان در انتظار تو است { و به توشه بسیار نیازمندی }.
- و هنگامه کوچ تو نزدیک است .
- و آنچه را از پیش فرستادی ، چه نیک و چه بد ، بی کم وکاست آماده است .
- و فردا محصول اعمال خود را در می یابی .
ریاضت و معرفت ای فرزند آدم ؟!
- پارسا باش و از حرا م ها دوری گزین ، تا مرا بشناسی و به من معرفت یابی .
- و گرسنگی بکش { و از پر خوری بپرهیز } تا مرا ببینی { و به معرفت شهودی برسی } .
- و مرا عبادت کن تا مرا بیابی .
- و تنهایی گزین { و از در آمیختن فراوان با مردمان بپرهیز } تا به من برسی .
« انسان » ، خدا گونه ای بی همتا ای فرزند آدم ؟!
- من آن بی نیازم که هرگز فقیر نشود ، فرمان مرا بشنو و آن را در کار کن ، تا چنان بی نیازت کنم که فقیر نشوی .
- ... من آن زنده ام که هرگز نمی میرد ، فرمان مرا بشنو و آن را در کار کن ، تا چنان زنده ات بدارم که هرگز نمیری.
- من { هر گاه به پدید آمدن چیزی اراده کنم } به هر چه بگویم « ایجاد شو !» بی درنگ ایجاد می شود ، فرمان مرا بشنو وآن را در کار کن { تا نیرویی دهمت که } به هرچه بگویی «ایجاد شو !» ایجاد گردد!
اوصاف ستوده ای فرزندان آدم ؟!
- آیا واجبات مرا همانگونه که فرمانتان داده ام ، انجام دادید ؟
- و آیا در مال و جانهاتان با بینوایان به برابری رفتار کردید ؟
- و آیا به کسی که به شما بد کرد ، نیکی کردید ؟
- و آیا کسی را که { از سر نادانی } به شما جفا کرد ، بخشیدید ؟
- و آیا با کسی که { از سر غفلت و جهل } از شما پیوند برید ، پیوستید ؟
- و آیا با کسی که با شما خیانت کرد ، به انصاف رفتار کردید ؟
- و آیا با کسی که به شما قهر ورزید ، سخن گفتید { و با او از در آشتی در آمدید } ؟
- و آیا فرزندانتان را { به نیکی } ادب کردید ؟
- و آیا از عالمان { راستین }درباره مسائل دین و دنیاتان پرسیدید؟
- پس { آگاه باشید که} من به صورت ها و خوبی های ظاهری تان نمی نگرم ، بلکه به دل ها و کردارتان می نگرم ، و به این اوصاف ستوده از شما خشنود می شوم .
نا همگونی درون و برون ای فرزند آدم !
- چقدر « الله ! الله !» می گویی ، در حالی که قلبت غیر الله است !
- و زبانت « الله » می گوید ، و تو از غیر خدا می ترسی و به غیر خداوند امید می بندی ، اگر « الله » را می شناختی ، از غیر خدا واهمه نمی داشتی و عزم غیر او نمی کردی .
- گناه می کنی و به توبه راستین روی نمی آوری .
- راستی که توبه ای که با پافشاری بر گناهان همراه معاصی باشد ، « توبه دروغگویان » است .
- و { بدان که } پروردگارت بر بندگان ستم نمی کند { بلکه با مومنان و صالحان ، به لطف و عنایت رفتار می کند و توبه گران راستین را می بخشاید و پاداش می دهد و اما نا مومنان و نا صالحان را کیفر می دهد و از توبه کنندگان دروغین نمی گذرد . }
ثمرات عبادت و آفات غفلت ای فرزند آدم !
- خویشتن را برای عبادت من فارغ البال کن و خالصانه به پرستشم بپرداز تا قلبت را از بی نیازی سرشار کنم .
- و دستانت را از رزق و روزی پر کنم .
- و بدنت را در راحتی و آسایش قرار دهم .
- از یاد من غافل مشو که اگر از ذکر من غفلت ورزی قلبت را از فقر و نیاز پر کنم .
- و بدنت را به سختی و خستگی دچار سازم.
- و سینه ات را از اندوه و تشویش لبریز کنم .
- و جسمت را بیمار گردانم .
- و دنیا و زندگانی این جهانت را در تنگنا قرار دهم .
فرو افتادن پرده ها! ای فرزند آدم !
- مرگ ، اسرارت را آشکار می کند .
- و قیامت ، خبرهای پنهانی ات را فاش می سازد .
- و نامه اعمال ، پرده هایت را می درد .
- پس ، اگر گناه کوچکی کردی به کوچکی گناهت منگر ، بلکه به { بزرگی } کسی بنگر که عصیانش کرده ای !
حدیث قدسی